تبليغاتX
مصطفی صا بر

مصطفی صا بر

از جوانان کمونيست ٢٣٣

 

چهارشنبه تاریخی!

مصطفی صابر

 

هنوز سه شنبه هم آغاز نشده است ،  اما روشن است که چهارشنبه 15 فوریه یک روز تاریخی خواهد بود. به یاد ندارم که در سالهای اخیر حرکتی به این شکل و در این ابعاد وسیع جهانی در حمایت از کارگران کشوری صورت گرفته باشد. آخرین اطلاعیه های حزب را که در این شماره چاپ کرده ایم بخوانید و ببینید چگونه اتحادیه های کارگری جهان دست یه یک اعتراض سیاسی و بی سابقه در حمایت از کارگران شرکت واحد و کارگران ایران زده اند. فراخوان اتحادیه ها و کنفدراسیون های متعدد جهانی و همچنین حضور حاضر به یراق و قدرتمند حزب کمونیست کارگری تضمین میکند که در چهارشنبه 26 بهمن در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان در قاره های مختلف و در برابر بسیاری از سفارتخانه های جمهوری اسلامی تظاهرات هایی در محکوم کردن رژیم اسلامی و دفاع از کارگران شرکت واحد صورت گیرد. ( اگر در خارج کشور هستید حتما سایت روزنه را چک کنید و در تظاهرات شهرتان یا نزدیک ترین شهر شرکت کنید.)

 از آنسو کارگران شرکت واحد نیز علیرغم سرکوب خشن اعتصابشان مبارزه را ادامه میدهند و  در همین روز (10 صبح 26 بهمن)  در تهران در برابر مجلس اسلامی اجتماعی اعتراضی خواهند داشت و امیدواریم که آنجا صف کارگران مورد حمایت وسیع دانشجویان، دانش آموزان، معلمان و همه مردم آزاده قرار گیرد.  (اگر در تهران نیستید به مقاله نسرین رمضانعلی در همین شماره رجوع کنید و ببینید که شما هم میتوانید در چهارشنبه تاریخی سهم خود را ادا کنید.)

اما اهمیت تاریخی این روز صرفا در یک همبستگی جهانی کارگری در دفاع از حقوق بلافصل کارگری نیست. این بجای خود. اهمیت اش بویژه در این است که در این جنگ وحشیانه ای که هم اکنون بین اسلام سیاسی از یکسو و دول سرمایه داری غرب از سوی دیگر در سطح جهان جریان دارد، حرکت جهانی 15 فوریه انعکاس به میدان آمدن آن نیروی سومی است که به هیچکدام از این دو قطب ارتجاع و ترور و وحشیگری تعلق ندارد و راه دیگری در برابر مردم جهان قرار میدهد. راه آزادی و حرمت انسان.

 در حالی که اسلامی ها دنیا را به خاطر چاپ کاریکاتورهای سردسته شان به خوف و وحشت فرو برده اند، در حالیکه دول غربی و حتی فضای روشنفکری چپ غرب اینها را بعنوان نماینده  یک میلیارد و 200 میلیون مردم کشورهای اسلام زده پذیرفته اند و از  مشتی ملا و مرتجع و چاقو کش و قاتل بخاطر "جریحه دار شدن احساسات" مردمی که اینها هر روز قصابی شان میکنند!! عذر میخواهند، در حالیکه که هر دو سوی این دو قطب ارتجاع  آزادی بیان و ابتدایی ترین حقوق بشر مدرن را چنین آسان زیر پا میگذارند و تاریخ بشر را به قهقرا میبرند، بله درست در چنین لحظه ای این طبقه کارگر است  که حتی برای دفاع از حقوق بلافصل خود باید صفش را از این دو قطب ترور و ارتجاع و قهقرا جدا کند و  پرچمدار آزادیخواهی و رعایت حقوق پایه ای انسانها بشود.

 این طبقه کارگر است که درست در اوج این نمایش تهوع آور رعب و ابتذال و توهین و  پشت پا زدن به هر نشانه تمدن، در سراسر جهان تظاهرات هایی را جلوی در سفارتخانه های مرکز اسلام سیاسی جهان یعنی جمهوری اسلامی ترتیب داده و خواهان آزادی کارگران زندانی، برسمیت شناختن حق تشکل و خواسته های دیگر میشود. این صف  اگر هنوز هر نقص و نارسایی داشته باشد آشکارا در مفروضات ارتجاعی و خطرناک نوع جنگ تمدنهای هانتینگتون در نزد آن دو قطب قهقرا شریک نیست و در مقابل آنها از ارزش های انسانی دفاع میکند.

در همین شماره آرش سرخ مطلبی از یک سایت کارگری در نیویورک ترجمه کرده است که مشابهت رفتار میدیا و شهردار نیویورک در قبال اعتصاب کارگران حمل و نقل نیویورک  با رفتارهای جمهوری اسلامی در قبال کارگران شرکت واحد را نشان میدهد. این همان همسرنوشتی ناگزیر طبقاتی است که بیش از 160 سال پیش مانیفست کمونیست با شعار "کارگران جهان متحد شوید" پرچم اش را بر افراشت. تصورش سخت نیست وقتی این صف در ابعاد جهانی زیر پرچم انسانی و تمام عیارش، زیر پرچم مانیفست کمونیست بار دیگر متشکل شود،   آنگاه جهان میتواند نفسی به راحتی بکشد و راهی برای برون رفت از جنگ و نزاع های قطب های مختلف سرمایه داری که اکنون قهفرا و پشت کردن به همه ارزش های انسانی مدرن و جنگ و سناریو سیاه و زنده کردن مذهب و قومیت و  حتی  خطر جنگ اتمی را تهدید آمیز تر از هر زمان جلوی بشر قرار داده اند، پیدا کند.

طبقه کارگر در ایران و مشخصا جنبش کمونیسم کارگری در ایران باید به خود بعنوان پیشتاز این حرکت نوین و رهایی بخش نگاه کند.  

13 فوریه 2006

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 19:13  توسط مصطفی صا بر  | 

از جوانان کمونیست 232

لزوم یک رهبری جدید برای کارگران واحد

مصطفی صابر

 

آقای غلامرضا میرزایی عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد  روز دوشنبه 17 بهمن در رادیو فردا  اعلام کرد که نامه ای به خامنه ای (بقول ایشان "مقام معظم رهبری") و احمدی نژاد  و سایر مقامات رژیم نوشته و ضمن "اعلام آمادگی برای همه گونه همکاری" خواسته است  تا این جانوران ضد کارگر سندیکا و انعقاد پیمان دسته جمعی را به رسمیت بشناسند و کارگران زندانی را آزاد کنند و همه همکارانشان را فورا به کار برگردانند!!

 آیا واقعا آقای میرزایی زیر فشار وحشتناک جمهوری اسلامی بریده است و توبه کرده است؟ آیا ایشان در دست وزارت اطلاعات است و مجبور به انجام این کار شده است؟

یا ایشان واقعا فکر میکند اکنون ادامه مبارزه کارگران واحد با  التماس بردن به درگاه کسانی که دستور حمله وحشیانه به اعتصاب را داده اند و زندان اوین را اداره میکنند و به قالیباف و سردار طلایی دستور سرکوب دادند، میتواند جلو برود؟

ما قبلا در همین ستون ( جوانان کمونیست شماره 228 ) نوشتیم که جمهوری اسلامی در مقابل اعتصاب کارگران واحد پیچیده عمل خواهد کرد. به نظر میرسد اکنون که رهبران رادیکال و سازش ناپذیر کارگران واحد در زندان بسر میبرند، آقای میرزایی چه بدلیل فشارهای پلیسی و یا بدلیل توهمات خود، اکنون به راهی میرود که جمهوری اسلامی باز گذاشته است. او با این نامه های فدایت شوم برای سرکوبگران کارگران (و خود او بهتر از هرکس میداند که اینها کیستند) فقط و فقط به درهم کوبیدن روحیه اعتراضی کارگران واحد (یعنی کاری که جمهوری اسلامی با آنهمه وحشی گری موفق به انجام آن نشده است) کمک میکند. آقای میرزایی اکنون عملا هرگونه مشروعیت اش بعنوان نماینده کارگران را از دست میدهد. اگر  آقای میرزایی با علم و شعور خود دست به انجام این اقدامات زده باشد متاسفانه تنها به یک خودکشی سیاسی دست زده است. اگر هم تحت فشار و رعب او را مجبور به  این کار را کرده باشند، پس باید عزم ما را در مبارزه علیه رژیم اسلامی صد چندان کند.

اما تاثیر این نامه های آقای میرزایی چه خواهد بود؟ سرنوشت اعتراض کارگران واحد و خواسته های آنها، زندانیان آنها، تکلیف آنها که اجازه بازگشت به کار ندارند چه خواهد  شد؟ اعتراض و مبارزه کارگران واحد علیرغم میل و اراده ولی فقیه و رئیس جمهور و شهردار و خلاصه همه آنکسانی که آقای میرزایی  دست به دامان آنها شده است، ادامه خواهد داشت. جنبشی که در شرکت واحد امروز شاهد آن هستیم تازه شروع نشده است. مدتهاست نهان و آشکار جریان دارد. این جنبش بعد از این هم ادامه خواهد داشت و تازه اکنون تجربه های بیشتر آموخته است و رهبران بیشتر تربیت کرده است. آنهایی که با این جنبش حرکت نکنند بسرعت کنار گذاشته میشوند.

 اکنون آنچه که مقابل کارگران واحد قرار میگرد (و در واقع بعد از سرکوب اعتصاب 8 بهمن قرار گرفته بود)  این است که رهبری رادیکال و واقعا کارگری را به جامعه معرفی کنند و با اتکاء به نیروی اتحاد و اعتراض خود و حمایت وسیعی که تا هم اینجا در داخل و خارج بدست آورده اند،  خواسته های خود را پی بگیرند.

اعتصاب کارگران واحد و رادیکالیسم تند و تیزی که نشان دادند جمهوری اسلامی را بشدت ترساند.  حتی سرکوب وحشیانه و وسیع اعتصاب، مشکل رژیم را حل نکرد. برعکس جمهوری اسلامی را با یک بحران جدی روبرو کرده است. نه فقط کارگران واحد بلکه کارگران و مردم آزادیخواه ایران و جهان به این راحتی از این جنایت نمی گذرند.   حال  اگر "مقام معظم رهبری" به لطف نامه های آقای میرزایی فرصت را مغتنم بشمرد  لباس میش به تن بکند و بیاید منت بر سر کارگران بگذارد و کمی از فشار جنایات بی مانند حکومت اش علیه کارگران کم کند، تا شاید رژیم اش را از مخمصه اعتصاب واحد برهاند، حتی یک نفر هم آنرا نتیجه کرنش و التماس دعا به درگاه ایشان قلمداد نخواهد کرد. همه خواهند گفت اعتصاب 8 بهمن علیرغم سرکوب شدنش رژیم را به شدت ترساند. همه آنرا پای رهبری چپ و رادیکال و واقعا کارگری حرکت شرکت واحد  خواهند نوشت.

پیروزی کارگران واحد  در خیابان و در مبارزه و با بسیج نیروی خود و مردم و از موضع قدرت بدست خواهد آمد . نامه های التماس آمیز و مجیز گویی از دشمنان و سرکوبگران کارگران هیچ ربطی به کارگران ندارد و آنها را نمایندگی نمی کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 21:57  توسط مصطفی صا بر  | 

از جوانان کمونیست 231

اعتصاب و انقلاب!

مصطفی صابر

 

اعتصاب کارگران شرکت واحد در روز شنبه با بی سابقه ترین سرکوب پلیسی جمهوری اسلامی متوقف گردید. اما این بیش از آنکه پیروزی ای برای جمهوری اسلامی باشد،  اعتراف به موقعیت متزلزل و ترس از آینده حکومت بود.  رژیم نشان داد که در تمام هفته های اخیر با این کابوس دست و پنجه نرم میکرده  که مبادا با یک اعتصاب گسترده کارگران شرکت واحد، پایتخت فلج شود و  مردم تهران در حمایت از کارگران وارد عمل شوند. رژیم بخوبی میداند که سرکوبی چنین گسترده برایش گران تمام میشود. ولی با تدارکی بی سابقه و با نقشه قبلی  تصمیم گرفت این کار را بکند و اعتصاب را در همان لحظه اول و بهر قیمت درهم بکوبد.  چرا که تداوم اعتصاب حتی برای یک روز بسیار خطرناک تر و گرانتر میبود.

اعتصاب متوقف شد اما بقیمتی بسیار گزاف. بقیمت برانگیختن خشم و نفرت بیشتری علیه جمهوری اسلامی بخاطر جنایاتی که علیه صدها کارگر و خانوادهای آنها مرتکب شد. بقمیت متوجه کردن بیش از پیش افکار عمومی و توده های مردم به مبارزه کارگران و  حمایت از آنها. بقیمت بالا بردن همسرنوشتی طبقاتی کارگران.  در یک کلام بقیمت فراهم کردن زمینه های اعتراضات و حرکات رادیکالتر و وسیعتر بعدی. اگر این فاکتور ها را در موقعیت خطیر داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی ضرب کنید، آنوقت می بینید که سرکوب اعتصاب کارگران واحد در شنبه هشتم بهمن ماه نوعی جنگ آخر و نبرد مرگ و زندگی برای جمهوری اسلامی بود.

قبلا هم گفته بودیم که جمهوری اسلامی ظرفیت عقب نشینی سیاسی و یا اقتصادی در مقابل خواست های کارگران شرکت واحد را ندارد. (به "شرایط پیروزی کارگران واحد" شماره 228 رجوع کنید.) اما  اکنون پیداست که حتی سراسیمه تر از آنچه تصور میشد، رژیم هر پیروزی و پیشروی کارگران واحد را خطری بزرگ علیه خود میداند. معلوم شد با تمام قوا ، گویی به مواجهه یک جنگ داخلی میرود،  میکوشد کارگران را متوقف کند. ولی علاوه بر این وقایع شنبه و اتفاقات بعد از آن (یعنی گسترش حمایت و توجه به کارگران شرکت واحد در داخل و خارج) یک چیز دیگر هم نشان داد. اینرا نشان میدهد که رژیم اسلامی با این جنگ مرگ و زندگی علیه کارگران واحد نمی تواند خود را نجات دهد. فقط با این دست و پا زدن دارد گور خود را عمیق تر میکند.

هفده هزار کارگر شرکت واحد و خانواده هایشان، صدها هزار نفری که در ارتباط مستقیم با آنها هستند، میلیونها نفری که صدای رهبران آنها و اخبار جنایت رژیم علیه کارگران را در رسانه های مختلف شنیده اند، تمام کارگران آگاه و مبارز در سراسر  ایران که مبارزه آنها را با دقت دنبال کرده اند، همه و همه امروز بیش از هر وقتی درمی یابند که حتی گرفتن بدیهی ترین خواسته ها مثل حق تشکل و افزایش دستمزد و یا  دست زدن به یک اعتصاب  مستلزم  مواجهه با کل حکومت و پایین کشیدن آن است.

 اعتصاب هشتم بهمن را سرکوب کردند اما با این کار شرایط مبارزه وسیع تر و رادیکالتر کارگران شرکت واحد  را فراهم تر میکنند. مهمتر، ضرورت انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی و تعیین تکلیف با قدرت سیاسی را بیش از پیش به امر مستقیم توده های کارگر و تمام جامعه تبدیل میکنند.

30 ژانویه 2006

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 12:32  توسط مصطفی صا بر  | 

از جوانان کمونیست شماره 230

بمب اتم و کارگران واحد

مصطفی صابر mosaber@yahoo.com

ظاهرا مساله اتم است و اینکه جمهوری اسلامی دارد بمب اتم میسازد. این البته تهدیدی جدی برای کل بشریت است، مثل همه بمب های اتمی دیگر. و غرب هم ظاهرا میخواهد به هر قیمت که شده است جلوی اتمی شدن جمهوری اسلامی و بقول خودشان خطر افتادن سلاح اتمی به دست تروریست ها را بگیرد. ولو با راه انداختن یک جنگ دیگر و عنان گسیختن از تروریسم دولتی غرب، و اینبار حتی با تهدید اتمی که از سوی شیراک عنوان شد.  خلاصه ظاهرا دارد "جنگ تروریست ها" حول بمب اتم جمهوری اسلامی بالا میگیرد و این بار مردم ایران مستقیما در وسط معرکه اند.

اما این هنوز صورت صحیح مساله نیست. مساله بطور واقعی عبارت از این است که بحران و بن بست جمهوری اسلامی به نقطه اوج خودش رسیده است و حل این بحران بیش از پیش ابعادی جهانی به خود گرفته است. دعوا بر سر بمب اتم که البته میتواند خیلی واقعی و مدهش هم باشد، تنها محمل حل مسائل کلیدی دیگری است. مسائلی که از یکسو ریشه در تحولات جامعه ایران و تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی ، و از سوی دیگر ریشه در معادلات جهان بعد از تحولات عراق دارد. مدعیان این کشاکش فقط جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی که برای بقاء میجنگد از یکسو و غرب از سوی دیگر، نیست. اوضاع پیچیده تر است. خود غرب ابدا یکدست نیست. بعد از تحولات عراق، اروپا وزن بیشتری در مقابل آمریکا پیدا کرده است. حل و فصل بحران جمهوری اسلامی، کشاکش در صفوف خود غرب هم هست.  بعلاوه روسیه و چین هم در این جریان اخیر دارند آرام آرام شاخ و شانه میکشند. اما مهمترین نکته ای که از قلم می افتد و یا کم به آن توجه میشود، همان مردمی هستند که مستقیما در این بن بست و بحران جمهوری اسلامی گرفتارند. مردم ایران.

این مردم که تجربه یک انقلاب عظیم و سرکوب خونین اش را دارند، بی تردید جزو سیاسی ترین ها در دنیا اند، و یک فاکتور مهم و تعیین کننده در حل و فصل بحران جمهوری اسلامی  و در نتیجه تاثیر گذار در تحولات جهانی خواهند بود. منفعت مردم ایران بطور بلافصل ایجاب میکند که با یک انقلاب عظیم و اجتماعی که وسیعترین توده های مردم بصورتی منظم و سازمانیافته در آن شرکت داشته باشند هرچه سریعتر شر جمهوری اسلامی را کم کنند و اجازه ندهند حل و فصل بورژوایی این بحران زندگی آنها و مردم جهان را به کام آتش و خون بکشد. (در این رابطه شما را به مطالعه مقاله مفصل حمید تقوایی که با عنوان "اسبها شیهه میکشند" در این شماره آورده ایم، دعوت میکنیم.)

از همین روست  که باید مبارزه  جاری کارگران شرکت  واحد را، هرچند که برای خواستهای بلافصل و "صفنی" باشد،  درست مثل تصمیمات جمهوری اسلامی و هشدارهای دول اروپایی و غیره، یک واقعه سیاسی مهم دانست. کارگران واحد اکنون در موقعیتی قرار گرفته اند که برای گرفتن خواسته های خود ناگزیر باید دست به حرکتی جدی و فراگیر بزنند. (حزب کمونیست کارگری اعلام کرده است که بخش هایی از کارگران واحد برای بار دوم با پخش اعلامیه ای خواهان اقدام به اعتصاب شده اند.) اما چشمان بسیاری به آنها دوخته شده است و هر حرکت آنها میتواند با استقبال وسیع مردم به یک فاکتور بسیار تعیین کننده سیاسی تبدیل شود. راستش باید کوشید حتما چنین شود. باید وسیعا از حرکت کارگران واحد حمایت کرد. باید تلاش کرد که آنها اسانلو را آزاد کنند و به خواسته هایشان برسند. اگر این اتفاق بیفتد  آنگاه خواهیم دید در همانحال در این مراحل نهایی حل بحران جمهوری اسلامی مردم نیز با نماینده چپ و انقلابی خود، یعنی کارگران و حزبش پا بیش میگذارند. مردمی که سریعترین و کم هزینه ترین راه رهایی از شر جمهوری اسلامی و بمب اتم اش و یا تهدیدات دول غرب و خطر جنگ و بهم ریختن جهان، در گرو  به میدان آمدن آنها برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و برقراری یک جمهوری سوسیالیستی و جامعه ای آزاد و برابر است.

بگذارید ساده بگوییم، برای اینکه بتوانیم سرنوشت سیاهی که جنگ و جدال سرمایه داران در مقابل ما قرار داده را تغییر دهیم باید طبقه کارگر پیروز شود. چه امروز در گرفتن خواستهای بلافصل اش و چه همین فردا در گرفتن قدرت سیاسی و برقراری حکومت اش.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 19:44  توسط مصطفی صا بر  | 

مصطفی صابر

 

اعتصاب و مبارزه کارگران شرکت اتوبوسرانی واحد تهران، با وصف اینکه هنوز در نیمه راه است، فی الحال اثرات محسوسی بر سیاست ایران باقی میگذارد. هم رابطه مردم و حکومت، و هم موقعیت نیروهای اپوزیسیون و معادلات بین چپ و راست جامعه در اثر این حرکت در حال تغییر است.  جهت این تغییر نیز مطابق قاعده چند سال اخیر اوضاع ایران است: رژیم اسلامی در مخمصه بیشتر قرار میگیرد و چپ جامعه در جریان این تحول بازهم قوی تر میشود. تفاوت در این است که اینبار قدرت یابی چپ چشمگیر تر از موارد قبل است. به این دلیل، البته،  که چپ اینبار با نیروی اجتماعی خود (طبقه کارگر) مستقیما به میدان آمده است.

اجازه بدهید به این جوانب بپردازیم. اما قبل از آن لازم است تاکید کنیم که تاثیرات حرکت کارگران واحد هنوز  نهایی و سرانجام یافته نیست. در حال شدن است.  برای نهایی کردن و تحقق تمام  و کمال تاثیراتی که به آن اشاره میکنیم، باید مبارزه کارگران شرکت واحد  را به پیروزی رساند. در عین حال برای به پیروزی رساندن مبارزه کارگران شرکت واحد  باید تاثیرات فی الحال آن و جهتی که در اوضاع ایجاد کرده است را بدقت شناخت. به سهم خود میکوشم در پایان به شرایط و ملزومات به پیروزی رساندن این حرکت در خطوط کلی بپردازم.

 

سالهای 60 یا سال 56 و 57

مبارزه و اعتصاب کارگران شرکت واحد ضربه جدی ای به زیر پای جمهوری اسلامی و احمدی نژاد اش زده است. احمدی نژاد با پلاتفرم بگیر و ببند و حزب الله گری نوع سالهای 60  سر کار آمد. این هالوی اسلامی که ساعت اش بیست و چند سال پیش را نشان میدهد،  اوج هنرنمایی های بال دوم نطام است در شرایطی که بال اول (دوم خرداد) شکسته است. شکستن این بال دوم جمهوری اسلامی را  بیش از پیش به سراشیب سقوط میکشاند و اعتصاب و مبارزه کارگران واحد ضربه خرد کننده ای بر آن کوبیده است.  البته  ما قبلا نیز در وقایعی نظیر اعتراضات مردم شهرهای کردستان، اعتصابات  کارگری در هر گوشه و کنار کشور و یا 20 آذر دانشگاه،  دیدیم که جامعه خیال سرفرود آوردن در مقابل احمدی نژاد ( این "سونامی" روزنامه کیهان و یا "فاشیسم آمد" دوم خردادی ها)  را ندارد. اما اعتصاب و مبارزه کارگران واحد با قاطعیت بیشتری نسبت به  تحولات ماقبل به جمهوری اسلامی و احمدی نژادش نشان داد که نامه نگاری با چاه چمکران و زدن به سیم آخر قمه کشی  بی چشم انداز است.

البته جمهوری اسلامی ابتدا کوشید با کارگران شرکت واحد نیز از در سرکوب وارد  شود. اما نه تنها مجبور شد کارگران دستگیر شده در جریان اعتصاب یک روزه را آزاد کند، بلکه اکنون که اسانلو را به گروگان گرفته هردم دارد نیروی بیشتری را علیه خود بسیج میکند.  آزادی اسانلو و یا نگه داشتن وی در زندان هردو برای رژیم اسلامی مخاطره آمیز است. اولی، یعنی آزاد کردن او، تمام پشم پیله "فاشیسم" احمدی نژاد و "سونامی"  مربوطه را میریزد و  نگه داشتن او در زندان به اعتراض کارگران شرکت واحد  و به تبع آن همبستگی مردم تهران دامن میزند. چیزی که یک حکومت متزلزل، مشحون از بحران، درگیر حادترین اختلافات درونی را میترساند.  بهمین دلیل سردار قالیباف این قصاب پلیس سابق را در "لباس شخصی" شهردار تهران جلو فرستاده اند تا احتمالا رهبران سندیکا یا بخش هایی از آنها را مرعوب کند و یا بهر ترتیب به سازش بکشاند تا شاید راه سومی برای این معضل پیدا کند. اما حتی اگر موقتا موفق هم بشود تنها نتیجه آن چپ تر شدن اعتراضات بعدی کارگران واحد خواهد بود. باید توجه کرد که آزادی اسانلو و یا حتی برسمیت شناختن سندیکا برای کارگران شرکت واحد پایان ماجرا نیست، تازه شروع مرحله ای تازه است. آنها خواسته ها و مطالباتی دارند که باید پاسخ گیرد. نکته اصلی این است پاسخ مثبت دادن به خواستهای کارگران در ظرفیت رژیم نیست. چه از لحاظ اقتصادی و دامن زدن به توقعات در بین سایر کارگران و حقوق بگیران، و چه بویژه  از لحاظ سیاسی رژیم اسلامی نمی تواند پیروزی کارگران شرکت واحد را تاب بیاورد.  احتمالا رژیم میکوشد با شدت بیشتری به حربه سرکوب و تفرقه و ارعاب و به سازش کشیدن روی بیاورد و در عین شکستن مبارزه کارگران شرکت واحد در همان حال به برخی رفرم های کوچک گردن بگذارد. اما این مبارزه دو سو دارد و در صورتی که کارگران واحد سیاست درستی در پیش بگیرند،  و بویژه اگر بتوانند از نقطه قوت بزرگ خود یعنی به حرکت درآوردن مردم تهران توسط حرکات خود استفاده کنند، در موقعیت سیاسی کنونی کشور شانس برد و موفقیت دارند. بعدا به معنا و شرایط پیروزی کارگران واحد مشخص تر بر میگردیم اما تا همینجا میتوان دید که اعتصاب و مبارزه کارگران شرکت واحد برای رژیم اسلامی تبدیل به یک مساله حساس سیاسی و کلاف سردرگمی شده است که بهمین راحتی سرنخ را پیدا نمیکند.

مستقل از سیر بعدی، تا همینجا اعتصاب و مبارزه کارگران واحد فضای اعتراضی جامعه را فعال و رادیکال کرده است، جمهوری اسلامی و احمدی نژادش را به چالش کشیده، مردم را متوجه نیروی کارگر و خاطره اعتصابات قدرتمند کارگران در سرنگونی رژیم سابق کرده است. نشان داده است که سیر تحول جامعه بر خلاف قصد و تلاش جمهوری اسلامی  تجدید اختناق ضد انقلابی سالهای  60 نیست. برعکس،  اعتصاب و مبارزه کارگران واحد فضای سالهای 56 و 57 یعنی اوضاع و احوال انقلابی و تحرک عظیم توده ای برای سرنگون کردن رژیم  را تداعی میکند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 19:18  توسط مصطفی صا بر  |