برگرفته از نشریه جوانان کمونیست ۲۷۱
16 آذر از نوع دیگر
بخش دوم: روش های عملی چپ در دانشگاه
مصطفی صابر
در بخش اول (هفته گذشته) تاکید کردیم که برای یک 16 آذر وسیع که برای مثال بجای چند صدنفر، چند هزار نفر در آن شرکت کنند و به یک روز بزرگ اعتراض چپ و آزادیخواهی سوسیالیستی در جامعه تبدیل شود، باید به ویژه از سبک کار سنتی و متاثر از چپ حاشیه ای که بر چپ دانشگاه و بخش عمده فعالین 16 آذر کم و بیش حاکم است عبور کنیم. اینجا مجبوریم کمی مشخصتر به این سنت ها و روش های غلط در فعالیت چپ دانشگاه بپردازیم. این مستقیما به 16 مربوط نیست، اما در پایان میکوشیم نتایج مشخصی هم در رابطه با 16 آذر بگیریم.
ریشه های سبک کار حاکم بر چپ دانشگاه را منصور حکمت در بحث ی وسیع تر در نقد چپ رادیکال بطور کلی، در بحث "حزب و جامعه، از گروه فشار تا حزب سیاسی" بدقت برشمرده است. مساله نهایتا به این برمیگردد که چپ رادیکال دوره ما مساله دخالت در جدال قدرت در جامعه و بدست گرفتن مکانیسم های وسیع و اجتماعی ناظر بر آن را در دستور قرار نمی دهد. (به بخشی از بحث حزب و جامعه که در این شماره چاپ کرده ایم، رجوع کنید.) در این باره ما در سطحی بسیار مشخصتر نیز صحبت کرده ایم و موانع را برشمرده ایم. (به مقاله حمید تقوایی، "حزب و جامعه در ایران، تعیین بخشیدن به رهبران عملی"، که در این شماره آمده رجوع کنید.) من اینجا نمی خواهیم حرفهای این نوشته ها را تکرار کنم. اما متکی به آنها میخواهم چند جنبه را در فعالیت چپ در دانشگاه برجسته کنم.
چپ بی چهره
همه میدانند چپ در دانشگاه دست بالا دارد. از خامنه ای تا خاتمی تا حجاریان، از سلطنت طلب تا ملی مذهبی، همه و همه اعتراف میکنند که "شبح لنین بر فراز ایران" در پرواز است. اما این چپ دانشگاه چند رهبر شناخته شده و علنی که در سطح جامعه (چه داخل ایران و چه خارج ایران) سخنگوی آن باشد، دارد؟ بحث سر رهبران چپ علی العموم نیست. در این زمینه خوشبختانه رهبری حزب کمونیست کارگری چهره های شناخته شده بسیاری را معرفی کرده است. بحث سر اعتراضات و رهبران دانشجویی است. بحث بر سر نمایندگی کردن جنبش وسیع جوانان در ایران، جنبش خلاصی فرهنگی است. کدام دانشجوی چپ و رادیکالی را می شناسید که فراتر از نشریات دانشجویی کم تیراژ و وبلاگ های کم خواننده چپ های دانشگاه که معمولا دارند برای خودشان بحث های فرقه ای و "ایدئولوژیک" میکنند، جایی اسمی در کرده باشد؟ جایی مقاله ای در روزنامه پرتیراژی نوشته باشد؟ با رادیو و تلویزیون سراسری مصاحبه کرده باشد؟ بعنوان مدعی چپ و تغییر جامعه در سطح وسیع اجتماعی ظاهر شده باشد؟ خارج از قلعه محقری که "چپ رادیکال" در دانشگاه درست کرده است، ورای "رفقای کبیری" که این چپ در محافل و روابط محدود خود میشناسد، مردم و عالم سیاست به معنی وسیع کلمه آنها را بشناسد؟ کسی که مثل من علاقمند به شناختن آنها باشد باید با میکرسکپ در وبلاگ ها و نشریات دانشجویی کلی تحقیق کند و تازه متوجه میشود این رفقای کبیر معمولا تا چه حد نسبت به وقایع بزرگ اجتماعی و تحولات جامعه بی علاقه اند و در عین حال فکر میکنند دارند دنیا را زیر و رو میکنند!!
نمی خواهم بحث سیاه و سفید شود. میدانم که گاه جرقه های اینجا و آنجا دیده ایم که دانشجویان چپ سعی کرده اند در ابعاد وسیع اجتماعی ظاهر شوند. (از جمله بیانیه ای که چند نفرشان در مورد مساله هسته ای دادند و بخشی از آنرا در نشریه چاپ کردیم، یا تظاهرات جالبی که برخی علیه جنگ و دو قطب تروریستی بر پا کردند.) اما این موارد قاعده نیست، استثناء است. باید اعتراف کنیم که وضع راست در جامعه از این لحاظ خیلی بهتر است. الان فعالین شناخته شده "دانشجویی" در سطح سیاسی و در ابعاد وسیع غالبا از طیف های راست و ملیون هستند، نه چپ ها. حتی جک و جانورهایی که اخیرا خود را به لس آنجلس رسانده و خود را "نماینده جنبش دانشجویی" جا میزنند، از لحاظ شیوه کار و دسترسی به توده وسیع مردم و تاثیر گذاری خیلی از ما چپ ها جلوتر اند. اگر کارشان نمی گیرد به این خاطر است که جامعه چپ است و این ها دهانشان را که باز میکنند مردم حالشان بهم میخورد. اما دقیقا بدلیل فقدا رهبران دانشجویی چپ در مقیاس وسیع است که اینها سعی میکنند این خلاء را به عنوان "رهبر جنبش دانشجویی"!! نام خود پر کنند.
این نقد البته قبل از همه گریبان خود ما (و بویژه فعالین سازمان جوانان کمونیست) را میگیرد، ولی باید اشکال کار را دید تا مرتفعش کنیم. نمی شود گفت که مانع چنین فعالیتی اختناق و سرکوب است. این درست است که چپ ها معمولا مورد حملات وحشیانه رژیم قرار دارند. ولی در دوره لنین و دوره مارکس و انگلس هم اختناق و سرکوب به اندازه خودش در جریان بود. اما چپ ها در آن دوره بعنوان رهبران اجتماعی ظاهر میشدند. حتی هم اکنون هم چپ در ایران و مشخصا کمونیسم کارگری در عرصه های مختلف رهبران شناخته شده ای دارد. جنبش کارگری در ایران با همه ضعف هایش بسرعت دارد جلو می آید و رهبران چپ و رادیکالی را در سطح جامعه معرفی میکند. به نظر من چپ در دانشگاه از همه این تلاش ها به نسبت عقب مانده است. نه فقط در قیاس با راست جامعه که حتی در قیاس با چپ در جامعه عقب مانده است. چرا؟
به نظر من یک دلیل اش این است که دانشگاه و اعتراض دانشجویی حالت ادامه کاری (بر خلاف مثلا جنبش کارگری) ندارد. دلیل دیگرش این است که دانشگاه تحت کنترل و نظارت پلیسی وسیع تری است. اما دلیل عمده اش این است که چپ دانشگاه اساسا به تغییرات وسیع در جامعه و کار در مقیاس وسیع و اجتماعی چندان فکر نمی کند. هنوز خیلی در عالم تجریدات و دلخوش کردن به فعالیت های محدود و بسته بودن در بارگاه کوچک چپ با مشغله های درونی، با قهرمانان و قدیسان و سلسه مراتب ، با مراد و مرید هایش غرق شده است.
دخالتگری اجتماعی
این چپ کمتر رغبت دارد که سر مسائل مهم با ابعاد اجتماعی دخالتگری کند. برای مثال هم اکنون رژیم اسلامی حمله فاشیستی همه جانبه ای را علیه کارگران مهاجر افغان شروع کرده است. سوال این است که چند مقاله و بیانیه علیه این حملات و در دفاع از مهاجرین و خطاب به جامعه از فعالین دانشجویی بیرون آمده است؟ چند دانشجو یا چند گروه از دانشجویان دانشگاه های مختلف و شهرهای مختلف با اسم و رسم خودشان فراخوان داده اند که حمله به بخشی از جامعه بعنوان مهاجر حمله به همه ما است و ما از آنها دفاع میکنیم؟ چقدر در بین فعالین چپ دانشگاه در فکر این هستیم که با تماس با فعالین کارگری، فعالین جنبش زنان و فعالین کارگران مهاجر افغانستانی اعتراض و اجتماعی و حرکتی راه بیندازیم؟ باز نمی خواهم سیاه وسفید کنم. مواردی بوده است که فعالین چپ دانشگاه در این جهت فعال بوده اند. (مثلا بالا بردن شعار دفاع از کارگران پتروشیمی در 16 آذر چند سال پیش، تلاشهایی در جریان اعتصاب کارگران واحد در همبستگی دانشجویان و کارگران شاهد آن بودیم و غیره) اما باز اینها یک روش همیشگی و سنت شده کار نیست. قاعده نیست. البته کارگران افغان فقط یک نمونه است. از این نمونه ها زیاد است. هم اکنون جنبش وسیعی علیه اعدام و علیه سنگسار در ایران پا میگیرد. جنبش دفاع از کبرا رحمانپور را دیگر همه از آن خبر دارند. سوال این است که این کمپین وسیع و اجتماعی در مشغله کمونیست های جوانی که دارند هنوز در مورد نظرات رهبران مختلف کمونیسم چک و چانه میزنند و یا حتی جلوتراند و در پاسخ به نقد های لیبرالی از مارکسیسم سر از دفاع از "دمکرات بودن چپ ها" در می آورند، چه جایگاهی دارد؟ مثال خیلی بیشتر است. الان آمریکا در خلیج فارس دارد مانور نظامی میکند و جمهوری اسلامی هم موشک هایش را به رخ میکشد، سوال این است که چپ دانشگاه در مقابل این مساله حساس و مهم کدام حرکت و کدام دخالتگری را تدارک دیده است، از مقاله نوشتن و جنبش وبلاگی راه انداختن، تا صدور بیانیه ها و کشاندن مباحث و شخصیت های خود به میدیای وسیع، تا لااقل جلب توجه توده دانشجو ؟
جنبش خلاصی فرهنگی
صحبت از توده دانشجو شد، باید گفت یکی از مهمترین نقطه ضعف های چپ رسمی در دانشگاه این است که توده بلافصل متصل به خود را پشت سر خود ندارد. چپ در دانشگاه همچنانکه بارها گفته ام یک الیت سیاسی است. بعضا حتی با نوعی تفرعن و از بالا به توده دانشجو نگاه میکند. مراسم و مناسک خاص خود را دارد و اهمیت نمی دهد که باید نماینده رادیکال ترین خواست های این توده دانشجو باشد و با آن وسیع ترین رابطه را داشته باشد. در این مورد هم استثنائاتی وجود دارد. ولی آن وقتی است که توده دانشجو خود به حرکت درمی آید و اعتراض میکند و معمولا چپ ها رهبری را به دست میگرند. (در واقع در اینگونه موارد توده ها "رهبران" را دنبال خود میکشند!) اما وقتی آن حرکت و آکسیون میخوابد، دیگر هیچ فعالیت تعریف شده و پایداری برای کار با توده دانشجو وجود ندارد. فعالیت های فرهنگی، ورزشی، هنری، سیاسی که منظما این رابطه را تجدید کند و غنی بخشد.
در این زمینه هم نمی شود همه تقصیر را گردن اختناق انداخت. بالاخره اختناق را باید شکاند و نه به آن تسلیم شد و برای شکاندنش باید توده وسیع را ولو در اشکال ابتدایی تر و سر به اصطلاح مسائل "صنفی" به میدان آورد و در میدان نگاه داشت.
به نظر من بطور مشخص چپ دانشگاه به جنبش خلاصی فرهنگی بی اعتنا است و نمی کوشد رهبری آنرا بدست بگیرد. توده دانشجو مثل همه جوانان در ایران خواهان خلاصی فرهنگی است، خواهان لغو آپارتاید جنسی، آزادی روابط جنسی، آزادی دسترسی به فرهنگ پیشرفته دنیا و نظیر این است. دانشگاه و چپ دانشگاه باید پرچمدار این جنبش در سطح جامعه باشد. ولی خبری از این نیست. دوستان چپ ما شاید کسر شان خود و نوعی سوسول بازی بدانند که در میان جوانان و دانشجویان "عادی" و "غیر سیاسی" کار کنند. اگر بحث کمتر از "لنین درست میگفت یا روزا لوکزامبورک" باشد (که اینها البته ارزش خود را دارد) انگار دیگر قبول نیست. انگار مبارزه با حجاب و رفتن روسریها به بالا و پوشیدن لباس های تنگ و مد روز و آرایش کردن، راه انداختن حسین پارتی و مسخره کردن محرم، راه انداختن رقص و شادی و حجاب برگیران در چهارشنبه سوری و از این قبیل (یعنی مظاهر جنبش خلاصی فرهنگی) یک کارهای "بالاشهری" محسوب شود و چپ های سنتی ما بحث درونی و فرقه ای خود را به رفتن به دل این جنبش و دادن خط و جهت چپ و کمونیستی به آن ترجیح دهند. هم الان جمهوری اسلامی حول پخش فیلم سکسی یک هنرپیشه زن جوان کلی تبلیغات شنیع اسلامی و مردسالارانه راه انداخته است. چرا چپ در دانشگاه پرچمدار یک جنبش وسیع اعتراض به این حرکات و این برخوردها و طرح خواست آزادی روابط جنسی و منع دخالت در زندگی خصوصی آدم ها نیست؟ چون به نظر من چپ در دانشگاه هنوز سنتی است. هنوز وقتی به روش ها و اولویت های عملی برمیگردد، با ملاحظه کاری، عقب ماندگی و سنت گرایی چپ قدیم نزدیکتر است تا با مدرنیسم و آزادیخواهی که در جنبش خلاصی فرهنگی موجود است.
چند نتیجه گیری در باره 16 آذر
برای آنکه بتوانیم یک 16 آذر وسیع داشته باشیم باید بسرعت بر این ضعف ها غلبه کنیم. درست است این ضعف ها یک شبه از بین نمی رود. اما تدارک برای 16 آذر امسال میتواند فرصت خوبی برای پیشروی علیه این ضعف ها باشد. و هردرجه فائق آمدن به اینگونه ضعف ها به 16 آذری وسیع و گسترده منجر خواهد شد. بعلاوه از آنچه گفته شد میشود نتیجه گیری های مشخصی هم برای تدارک 16 آذر کرد: برای اینکه یک 16 آذر وسیع داشته باشیم چه باید کنیم؟ باید آنرا وسیعا در سطح جامعه مطرح کنیم. از چه راهی؟ از طریق ارتباط با میدیای وسیع، تلویزیونها و رادیوهای اپوزیسیون، کشاندن آن به رادیوهای پر شنونده (رادیو آمریکا، بی بی سی)، یا روزنامه های داخلی، از طریق راه انداختن حرکاتی که توجه جامعه به معنای وسیع را جلب کند (مثلا اعتراض به حمله به کارگران افغانستانی و..) و از این طریق فرصت برای طرح 16 آذر فراهم کند، از طریق حمایت از جنبش های اعتراضی دیگر و درخواست جلب حمایت آنها، (مثلا در 16 آذر از رهبران اعتصابات و تشکل های کارگری بخواهیم بیایند سخنرانی کنند و متقابلا از آنها بخواهیم برای 16 آذر فراخوان بدهند.)، از طریق دخیل کردن بیشتر توده دانشجو، راه انداختن اعتراضات "صنفی"، تلاش برای متحد کردن و سراسری کردن اینگونه حرکات بعنوان مقدمه 16 آذر، از طریق مطرح کردن خواست عدم دخالت مذهب در دانشگاه، در حمایت از اساتید سکولار و راه انداختن یک اعتراض مشترک دانشجو و استاد بر علیه پاکسازی ها، از طریق کشاندن معلمان و دانش آموزان به 16 آذر، یا فعالین جنبش آزادی زن و غیره و غیره. و بالاخره از طریق فعالیت بین المللی، تلاش برای جلب حمایت تشکل های جوانان و دانشجویی سراسر جهان از مطالبات جوانان و مردم ایران، از اجتماع 16 آذر و از مبارزات مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی و تهدید جنگ آمریکا. مطرح کردن این حرکت (16 آذر) در ابعاد جهانی و ایجاد فضا از این طریق و....
این آخری ما را به وجه سیاسی 16 آذر امسال میکشاند. اینکه 16 آذر چه شعارها و مطالباتی داشته باشد تا بتواند هرچه وسیعتر به عنوان نماینده چپ و آزادیخواهی در سطح جامعه ظاهر شود. این جنبه را میگذاریم برای هفته بعد که مرور کوتاهی نیز با قطعنامه 20 آذر پارسال داشته باشیم.
ادامه دارد.
