|
از جوانان کمونیست شماره 277
حزب کمونیست کارگری و کسب قدرت سیاسی بخش اول: حزب اخص، حزب اعم مصطفی صابر
پانزدهمین سالگرد حزب فرصتی بود برای تک تک ما که بار دیگر به ارزیابی موقعیت حزبمان بپردازیم. منهم به سهم خود سخنرانی با عنوان فوق داشتم. این نوشته را بر اساس یادداشت ها و ایده های آن سخنرانی تهیه کرده ام. هنوز هم رنگ و بوی منشاء خود را دارد. چیزی است بین یک مقاله و یادداشت ها و تزهایی برای صحبت کردن حول آنها. پیشاپیش به خاطر این فرم نا مانوس، و نوشته ای نه چندان منجسم عذر میخواهم. اما فکر میکنم در همین شکل هم برای بحث و مجادله و اظهار نظر مفید است. هفته قبل قصد داشتم این نوشته را آماده کنم که متاسفانه فرصت نشد و این هفته هم گمان نمی کنم آنرا به آخر برسانم. اما لااقل شروع اش میکنم.
دستور روز حزب 1) تز پایه این نوشته این است: حزب کمونیست کارگری بحکم شرایط سیاسی و نفوذ و تلاش حزب بطور عینی در موقعیت کسب قدرت سیاسی در ایران قرار دارد. اولین مانع ما این است که حزب خود این موقعیت را تمام و کمال برسمیت نمی شناسد و بر اساس آن عمل نمی کند. بعبارت دیگر عامل ذهنی (حزب) از موقعیت عینی (موقعیت سیاسی و اجتماعی حزب) عقب است. واضح است که منظور از "موقعیت کسب قدرت سیاسی" در عبارات فوق این نیست که اکنون شرایط عمل تصرف قدرت فرا رسیده است. (چنین شرایطی را اوضاع و احوال مشخص میتواند به ما بگوید.) اما منظور این هم نیست که دلمان خوش باشد که در آینده نامعلومی بالاخره ما یک روز نقش مان را ایفاء خواهیم کرد. تو نیکی میکن و در دجله انداز هیچوقت و امروز جدی تر از هر وقت دیگر نمی تواند روش ما باشد. اگر قدرت داریم باید بدون درنگ برای تصرف قدرت سیاسی آماده شویم و جامعه را حول این بسیج کنیم. البته تردیدی نیست که حزب کمونیست کارگری چنان پدیده عظیم اجتماعی شده که در تحولات آتی ایران بهر حال نقش تعیین کننده ای ایفاء خواهد کرد. اما این برای ما دیگر کافی نیست. اینگونه نگاه به حزب را باید دیگر به گذشته سپرد. این که میرویم تا نقشی مهمی ایفاء کنیم به نظر من دیگر از واقعیت اجتماعی ما عقب تر است. این منتظر وقایع شدن، افتادن دنبال وقایع و چه بسی قربانی وقایع شدن است و شانس پیروزی در آن بهرحال به قضا و قدر بستگی دارد. بحث اینجاست (همچنانکه قبلا هم برای مثال حمید تقوایی بر آن تاکید کرده است) که حزب اکنون چنان قدرتی دارد که باید وقایع را بسازد و ابتکار عمل را بدست بگیرد. محور این امر در دستور قرار دادن کسب قدرت سیاسی در پیشاپیش طبقه کارگر و مردم و از طریق سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. حزب باید صفوف خود را سریعا آماده کند و چنان حزب عظیم سیاسی و منضبطی بسازد که ستون فقرات تشکل وسیع کارگران و مردم آزاده باشد. این البته همیشه هدف فعالیت ما بوده است. ولی اکنون دستور روز ما است. جور دیگری هم میشود این بحث را کرد. جامعه ایران در مواجهه با بحران جمهوری اسلامی در آستانه یک انقلاب عظیم اجتماعی قرار دارد. انقلاب سیر محتمل است اما تنها احتمال نیست. جنگ و کودتا و بهم ریختن اوضاع و عراقیزه کردن یا جنگ داخلی و مواجهه انقلاب و ضد انقلاب و مجموعه ای از اینها هم ممکن است. اما مطلوبترین سیر یک انقلاب بسیار گسترده و در عین حال سازمانیافته، به شدت قدرتمند، بسیار آگاهانه و هوشمندانه و پیروزمند است که با کمترین مشقت جامعه را از برزخ جمهوری اسلامی عبور دهد. چنین انقلابی فقط میتواند سوسیالیستی و تحت رهبری حزب ما باشد. مهمترین فاکتور برای پیروزی چنین انقلابی، و یا مواجهه با هر حالت محتمل دیگر در اوضاع پر تب و تاب ایران، تنها میتواند حزبی باشد به شدت کمونیست، به شدت پرنفوذ، به شدت سازمان یافته و منظم و منضبط است. این حزب را تنها میتوان حول امر کسب قدرت سیاسی و تغییر اوضاع ساخت. تا اینجا را قبلا بکرات گفته ایم. اما نکته اینجاست که حزب کمونیست کارگری خود اکنون یک فاکتور تعیین کننده اوضاع سیاسی ایران است و بطور عینی در موقعیت کسب قدرت سیاسی قرار دارد. شرط پیشروی انقلاب، شرط مقابله پیروزمند با هر اوضاع ناخوشایند، و شرط پیشروی خود حزب هم این است که امروز با تمام قوا برای کسب قدرت سیاسی آماده شود. مشخصا باید مختصات آن حزبی را پیدا کند که تحت هر شرایطی (با توجه به اوضاع پیچیده ایران) میتواند قدرت را بگیرد و جمهوری سوسیالیستی را برقرار کند. همانطور که گفتم مانع اول این است که خود حزب هنوز به خود اینگونه نگاه نمی کند و اعتماد به نفس کافی ندارد. این البته تنها مانع نیست، موانع دیگر هم هست. اما برای اینکه موانع دیگر را از سر راه برداریم اول باید خود حزب را متوجه موقعیت اش کنیم. و تازه این مانع را هم که از سر راه برداریم الزاما به معنی پیروزی نیست. طرف مقابل (رژیم، بورژوازی و احزاب و دولت هایش) ابدا بیکار ننشسته و هزار حیله در آستین دارد. باید جنگید تا پیروز شد! اما برای اینکه بتوانیم خوب بجنگیم ابتدا باید حزب این موقعیت خود را ببیند و برای کسب قدرت سیاسی همین امروز گام بردارد. و مشخصات حزبی را بیابد که قادر است قدرت را بگیرد. این بحث تنها خطاب به رفقای حزبی بمعنی اخص نیست. بلکه خطاب به همه کسانی است که خود را بهر دلیل با این حزب میدانند. دلشان اینجاست، آرمانهای آنرا قبول دارند، آرزو میکنند پیروز شود و میخواهند همراه این حزب حرکت کنند. برای همین فکر کنم بهتر باشد برای شروع به همین نکته بپردازیم. منظور به مفهوم "حزب به معنی اخص کلمه" و "حزب به معنی اعم کلمه" و رابطه این دو.
حزب اخص، حزب اعم 2) حزب کمونیست کارگری فقط برنامه و سیاست های آن نیست. تنها رهبری، کمیته مرکزی، کادرها و تشکیلات رسمی (چه در خارج و چه داخل) و رادیو و تلویزیون و نشریات و سایت های آن نیست. معمولا وقتی میگویند حزب خیلی ها منظورشان همین است. اما این تنها حزب به معنی اخص کلمه است. این وجه تعیین کننده و اساسی حزب است. اما حزب کمونیست کارگری در عین حال یک واقعیت عظیم اجتماعی با ابعاد بسیار گسترده دخالتگری سیاسی و عملی در سطح سراسری و محلی در تمامی عرصه ها است که بعدا به اختصار به آن میپردازیم. این هم جزئی از واقعیت و تعریف حزب کمونیست کارگری است، این حزب بمعنی اعم کلمه است. وقتی گفتم حزب کمونیست کارگری بطور عینی در موقعیت کسب قدرت سیاسی در ایران است، مجموعه حزب به معنی اعم و اخص کلمه مد نظر بود. 3) حزب به معنی اعم و اخص، یک پدیده واحد است، یکی بدون دیگری قابل تعریف نیست. اما این تفکیک در عین حال واقعی و لازم است و کمک میکند تا موقعیت و نقطه قوت های حزب و همینطور نواقص و اشکالات آنرا بهتر دریابیم. مهمترین مشکل این است که: حزب به معنی اخص کلمه هنوز این حزب اعم را بعنوان خود تماما برسمیت نمی شناسد، آنرا بدرستی بسیج و سازماندهی و تا به آخر رهبری نمی کند. سیاست و خط را به آن میدهد ولی آنرا به زدن ضربه آخر رهنمون نمی کند. چرا که حزب به معنی اخص با ناباوری به حزب به معنی اعم نگاه میکند، آنرا میشناسد و حس میکند و حتی در محاسباتش وارد میکند. اما روی آن تمام و کمال حساب نمی کند. از پیشروی ها و قدرت آن متعجب میشود، اما سرش را برمیگرداند و دنیال منشاء این قدرت و پیشروی جای دیگری میگردد. غافل از اینکه اساسا ساخته و پرداخته خود اوست! از آنسو حزب به معنی اعم نیز رابطه محکم و تعریف شده و تعهد سازمانی با حزب به معنی اخص ندارد. خود را تماما در سرنوشت و مشغله ها و مشکلات آن دخیل نمی کند. در یک کلمه حزبیت ندارد و یا حزبیتش بسیار ضعیف است. بطور جنبشی و خودمختار عمل میکند. (بهمین دلیل هم حزب اخص نمی تواند تماما روی آن حساب کند!) رابطه اش با حزب به معنی اخص صرفا سیاسی و معنوی است و گرچه مجموعا حول سیاست ها و شعارهای حزب عمل میکند، اما این منشاء را برسمیت نمی شناسد، حتی گاه از وجود آنهم مطلع نیست. گرچه رویهم رفته بر خط حزب حرکت میکند اما هنوز بدرجاتی تحت تاثیر جنبش های دیگر نیز قرار دارد. فاصله بین حزب به معنی اعم و اخص کلمه مانع بلافصل مقابل ما برای کسب قدرت سیاسی در ایران است. فائق آمدن بر این مشکل طبعا مثل موارد دیگر اساسا بستگی به حزب به معنی اخص و رهبری آن دارد. اما بدون اینکه حزب به معنی اعم و صف وسیع کسانی که بیرون حزب اند ولی به یک معنی حزبی اند قدم جلو نگذارند این مانع را نمی توان از سر راه برداشت. برای همین گفتم که این بحث فقط خطاب به حزب به معنی اخص نیست، خطاب به حزب به معنی اعم نیز هست.
رابطه حزب و جنبش 4) بین "حزب به معنی اعم کلمه" با "جنبش سیاسی" باید تفکیک قائل شد. حزب به معنی اعم، تعبیری دیگری برای جنبش سیاسی نیست. مشخص تر بگویم حزب کمونیست کارگری به معنی اعم همان جنبش کمونیسم کارگری نیست. جنبش کمونیسم کارگری (پایه مادی و اجتماعی حزب ما) پدیده به مراتب عظیم تری از حزب (چه اعم و اخص) است. طبعا حزب و جنبش رابطه متقابلی دارند. حزب ما نهایتا بازتاب جنبش کمونیسم کارگری است که خود ابعاد طبقاتی و اجتماعی وسیعی دارد و بطور بطئی تری عمل میکند. اما حزب به نوبه خود بر جنبش تاثیر میگذارد و در خودآگاه ، متعین ومتشکل کردن آن نقش درجه اول دارد. تا آنجا که به امر مهم تصرف قدرت و تغییر دنیا برمیگردد جنبش ها قدرت را نمی گیرند (یا اگر هم بگیرند نمی توانند نگاه دارند و از دستشان درمی آورند.) احزاب قدرت را میگیرند و نگاه میدارند. حزب به معنی اعم چیزی بین حزب به معنی حزب رسمی با جنبش است. نه آنقدر حزبی و سازمانیافته است که بتوان آنرا حزب رسمی نامید و نه آنقدر جنبشی و بی شکل است که بتوان آنرا حزب ندانست. مهمترین و تعیین کننده ترین ماتریالی است که بطور بلافصل در دسترس حزب بمعنی اخص است تا نیروی کافی برای تصرف قدرت سیاسی بدست بیاورد. 5) حزب به معنی اعم کلمه در ادبیات ما مفهوم تازه ای نیست. ما همواره بین حزب و نفوذ و تاثیر اجتماعی و سیاسی آن تفکیک قائل شده ایم. و نه فقط این، بلکه جهت گیری ما همواره این بوده است که در جهت متشکل کردن و سازمان دادن یک حزب اجتماعی و سیاسی و پرنفود تحت پرچم سیاست و برنامه حزب رسمی گام برداریم. برای مثال در مباحثی چون "عضویت کارگری" (از منصور حکمت) حتی تلاش میشود پایه اجتماعی حزب در درون جنبش کارگری را متشکل کنیم و حزب موجود را چنان تغییر دهیم که بتواند به یک حزب وسیع سیاسی کارگران تبدیل شود. تمام مبحث حزب سیاسی که منصور حکمت در بحث های حزب و جامعه و حزب و قدرت سیاسی مطرح میکند، معطوف به این است که چگونه ضروری است حزب موجود (حزب به معنی اخص کلمه) به یک حزب سیاسی وسیع و پرقدرت تبدیل شود. و بارها تاکید میکند ما هنوز چنین حزبی نشده ایم. همینطور در مباحث متاخر مانند "تعیین اجتماعی بخشیدن به رهبران عملی" (از حمید تقوایی) ما داریم در واقع خطاب به حزب به معنی اعم کلمه صحبت میکنیم. میکوشیم فعالین و کادرهای این حزب به معنی اعم کلمه را از تاثیر سنت ها و سبک کار فعالیت چپ قدیم، چپ سنتی منزوی و غیر اجتماعی رها کنیم. دقیقا همین جهت گیری ها و تلاشها امروز ما را به جایی رسانده است که باید بطور قطع به این تفکیک بین حزب اخص و حزب اعم پایان دهیم. باید یک حزب وسیع و گسترده و سیاسی کمونیستی کارگری بسازیم. ساختن این حزب شرط تصرف قدرت سیاسی است، اما در عین حال این حزب را فقط میشود حول کسب قدرت سیاسی و در جریان یک مبارزه وسیع اجتماعی معطوف به قدرت گیری ساخت.
حزب اعم و اخص: دو مثال 6) برای اینکه بحث خیلی تجریدی نباشد میتوان مثالهای زیادی از نقش و عملکرد حزب به معنی اخص و حزب به معنی اعم آورد. برای مثال در جریان اعتصاب کارگران واحد، میتوان اعتصاب و مکانیسم های واقعی آنرا دید، میشود جنبش کارگری و گرایشات مختلف اش را دید، میشود گرایش کمونیست کارگری را دید و در عین حال میشود نقش حزب به معنی اعم و همینطور نقش تعیین کننده حزب به معنی اخص را دید. در جریان اعتصاب کارگران واحد این گرایش رادیکال و کمونیست کارگری بود که رهبری را به دست گرفت، گرایش های راست و بازدارنده را خنثی کرد و یا به دنبال خود کشاند و با ظرافت کل حرکت را رهبری کرد و تاثیر تعیین کننده بر رادیکال کردن جنبش کارگری، چپ کردن فضای کل جامعه و تغییر توازن قوا به نفع مردم و به زیان جمهوری اسلامی گذاشت. (و این اعتراض هنوز ادامه دارد.) سوای نقش آشکار حزب به معنی اخص (سیاست گذاری، اطلاعیه ها، تلویزیون، جلب حمایت ها، تظاهرات ها و اقدامات معین در خارج و داخل و غیره)، صف بزرگی (چه در داخل و چه در خارج) هست که حزب خود را حزب کمونیست کارگری میداند و در چهارچوب سیاست های آن گام برمیدارد. اما عملا و بطور تشکیلاتی با حزب نیست. اینها به سهم خود نقشی تعیین کننده در این حرکت داشتند. تصورش را بکنید اگر مانع اختناق و سرکوب جمهوری اسلامی نبود، چند نفر در این حرکت بویژه از بین کارگران بعنوان اعضاء و کادرهای رسمی و تشکیلاتی حزب میتوانستند عمل کنند. و بلافاصله به این فکر کنید که چقدر حزب به معنی اخص با یک چنین روی آوری انطباق دارد و میتواند این نیروی عظیم را بدرستی سازمان دهد و بصورت یک حزب متشکل و سیاسی به حرکت درآورد. همین واقعیات را میتوان در مورد موارد متعدد دیگری مشاهده کرد. آخرین نمونه اش 16 آذر 85 است. نقش حزب کمونیست کارگری (منجمله سازمان جوانانش) در این حرکت انکار ناپذیر است. در تمامی مراحل شکل دهی 16 آذر، از ابتدا و کوبیدن راه آن، افق دادن، تعیین شعارها و جهت گیری سیاسی، نقد سنت ها و عادات بازدارنده، تا منزوی کردن و عقب راندن گرایشات پاسیفیستی و کسانی که میگفتند نمی شود، تا عقب راندن گرایشات راست و رژیمی که امروز مجبور شده اند حتی "چپ" بشوند، تا ایجاد وحدت و اتحاد نیروها و گرایشات رادیکال حول یک خط سوسیالیستی، تا سازماندهی عملی خود آکسیون ها و غیره، همه جا حزب به معنی اخص نقش تعیین کننده داشت. اما ابعاد وسیع و سراسری کاری که صورت گرفت بدون صف وسیعی از فعالین که با حزب رابطه تشکیلاتی نداشتند، با آن هنوز مرزبندی دارند، حتی خود را به گرایش دیگری متعلق می دانند اما در عمل از نظر سیاسی در خط و جهت حزب قرار داشتند و نقش ایفاء کردند، غیر قابل تصور است. در هر دو این مثال ها میتوان این سوال را مطرح کرد که اگر حزب به معنی اخص و اعم از نزدیک تر و منظم تر با هم کار میکرد، یا بعبارت دیگر حزب به معنی اخص چنان ظرفیت دسترسی و سازماندهی و چنان سبک کاری داشت که این حزب به معنی اعم را نزدیک تر از آنچه بود با خود به حرکت درمی آورد، آنوقت چه قدرت عظیم و قادر به کارهایی به مراتب بزرگتر بوجود می آید؟ درست همین قدرت عظیم است که بعضا از چشم خود ما پنهان است، باورش نمی کنیم و سازمانش نمی دهیم. و البته این قدرت عظیم را نمی توان با روش های تاکنونی تماما متشکل کرد و بعنوان یک حزب واحد به میدان آورد. بعبارت دیگر حزب کمونیست کارگری که میرود و قدرت سیاسی را در ایران میگیرد حاصل جمع جبری حزب به معنی اعم و اخص موجود نیست. بلکه حزبی سیاسی و پر نفوذ و بشدت سازمانیافته و منسجم کمونیستی است که با اعتماد به نفس برای حل و فصل بحران جمهوری اسلامی به نفع مردم و به نفع برقراری یک جمهوری سوسیالیستی به میدان می آید. حزبی که منصور حکمت در کنگره سوم بروشنی از آن یاد میکند. نکته اینجاست که ما اکنون شش سال بعد از فراخوان حکمت ماثریال بسیار بهتری برای ساختن آن حزب داریم، همینطور میتوانیم مختصات آن حزب را دقیقتر تعریف کنیم و بسرعت بیشتری را آنرا بسازیم. در آخر این نوشته به سهم خود خواهم کوشید مختصات حزب کمونیست کارگری که قدرت سیاسی را در ایران میگرد، بر شمرم.
در ادامه بحث اما فعلا باید هنوز بحث را در چند جنبه کمی بیشتر باز کنیم. اول، اینکه برای دیدن موقعیت عینی حزب کمونیست کارگری باید زمینه اجتماعی و تاریخی آن را مختصرا مرور کنیم. حزب کمونیست کارگری ثمره یک جنبش و تلاش عظیم طبقاتی و اجتماعی و محصول یک شرایط تاریخی و جهانی ویژه است که بدون توجه به آن قدرت و توان واقعی این حزب را نمی توان شناخت و به آن اتکاء کرد. ندیدن این وجه مثل این است که حزب بخواهد کورمال کورمال راه خود را پیدا کند. این هیچ وقت روش ما نبوده است و باید یکبار دیگر بر متد مارکسی ما در بررسی حزب تاکید گذارد. دوم، باید نقش بلافصل و همین امروز حزب را در مبارزه سیاسی و طبقاتی در ایران و موقعیت ابژکتیو آنرا مورد بازبینی قرار داد. باید به رابطه حزب و اعتراضات و جنبش های حی و حاضر جامعه پرداخت و همینطور مکان آنرا در سیاست به مفهوم وسیع کلمه را توضیح داد. اینجاست که میتوان بروشنی دید که چرا حزب کمونیست کارگری به طور عینی در موقعیت کسب قدرت سیاسی در ایران است. سوم، باید موانع مقابل این حزب را برشمرد و آنجاست که باید نشان داد چگونه موانع و چالش های مهم و متعددی در برابر ما هست. اما مهمترین مانع در مقابل حزب همانا این است که علیرغم موقعیت عینی اش خود را تمام و کمال برای تصرف قدرت سیاسی آماده نمی کند. در این سطح بحث است که باید مختصات حزبی که قدرت را میگیرد در جزئیات برشمرد و نشان داد که چرا ساختن چنین حزبی کلید فائق آمدن بر همه موانع دیگر است. حزبیت به معنی حکمتی و لنینی آن در محور این بحث است. گرچه این نوشته هنوز ناتمام است اما سعی کردم که سرخط های ادامه بحث را نیز مختصرا توضیح دهم و امیدوارم که شما خوانندگان این سطور منتظر ادامه بحث نشوید و شما هم در این مورد بنویسید و اظهار نظر کنید. 16 دسامبر 2006
ادامه دارد. |
