در حاشیه نشریه خاک 24
شکست طلبی چپ و "تز یازدهم"!
مصطفی صابر
در آخرین لحظاتی که مطالب نشریه برای صفحه بندی میرفت، دوستی نشریه خاک شماره 24 را برایم فرستاد و فقط فرصت آن بود که خیلی سریع دو مقاله آنرا نگاه کنم. مقاله بهروز کریمی زاده (که در این شماره می آید) و مقاله شاهو رستگاری تحت عنوان "ایران صحنه جدال آلترناتیو" ها.
باید اعتراف کنم که این سعادت و فرصت را نداشته ام که خاک را دائما دنبال کنم. اما احساسم این هست که این شماره چپ تر و بهتر است! اگر اشتباه میکنم مرا ببخشید. اما خواستم احساسم را بگویم و البته فضای جامعه که چپ میشود طبعا "خاک" هم بوی چپ تر و رادیکالتری به خود میگیرد. تصویری که بهروز کریمی زاده در سرمقاله اش از این شماره میدهد، بدرستی با دو جریان مرزبندی دارد. آنهایی که فکر میکنند آمریکا می آید و تکلیف مملکت را تعیین میکند و آنهایی که فکر میکنند همین رژم را یواش یواش میشود سر عقل آورد. هشدارهایی که میدهد درست و تاکید او بر تز یازدهم مارکس در نقد فوئرباخ (فلاسفه دنیا را به انحاء گوناگون تفسیر کردند، مساله اما تغییر آنست) درست است و اینکه اکنون چپ و طبقه کارگر کلید رهایی مردم را از منجلابی که در انتظارشان است را در دست دارد. اما به نظر من همه این احکام درست هنوز چیزی کم دارد. به اینکه چه چیز اینجا کم است بعدا بیشتر میپردازم. در یک کلمه حزب، حزبیت و تشکل حزبی است. نمی شود بدون یک حزب قوی منظم و منسجم بقول بهروز آزادی و برابری را بر فراز جامعه بلند کرد و درست سر بزنگاه نزنندت و نابودت نکنند. حزب قوی، تشکل توده های وسیع مردم حول یک ستون فقرات حزبی که نقشه کل راه را دارد یک شرط اساسی پیروزی مردم در طوفانی است که در پیش است. گفتم در این مورد باید بیشتر صحبت کنیم. و اینکه چگونه اکنون شرایط رفته رفته دارد طوری میشود که باید فعالیت از نوع حزبی (و منظورم سیاسی و متشکل است) را به رژیم اسلامی تحمیل کرد. اما به نظرم بهروز به جز مرزبندی با دو جریانی که بالاتر اشاره رفت باید با جریان سومی هم مرزبندی روشنی میداشت که ندارد. و آن شکست طلبی چپ است!
این ضرورت مرزبندی با شکست طلبی چپ با خواندن مقاله شاهو رستگاری به ذهنم خطور کرد. اول اینرا بگویم خیلی از نکات مقاله شاهو به نظر من خوب و درست است. ولی اولا مقاله ناتمام است یعنی گویی در آخر دم اش بریده میشود و بدقت سراغ الترناتیو چپ که خودش وعده داده نمی رود. که این به نظرم ناشی از درجه تفسیر گرایانه بودن مقاله است و ناشی از ایراد دوم است. (امیدواریم بتوانیم این مقاله را بعدا چاپ و مفصلتر نقد کنیم که بی انصافی نکرده باشیم!) ثانیا و مهمتر نوعی شکست طلبی و اینکه "چپ ضعیف" است و "فعلا تحولات دمکراتیک است" و غیره در مقاله او هست که گویا باید یک دویست سال دیگری هم بجنگیم تا تازه چپ در آن مملکت به جایی برسد. به نظر من این جنیوریسم و خودکوچک بینی چپ اصلا درست نیست و به شکست و حاشیه ای شدن اینگونه چپ ها می تواند بینجامد.
در هیچ دوره ای از تاریخ ایران و در هیچ کجای دنیا ما شاهد جنبش وسیع و توده ای چپی که اکنون در ایران وجود دارد نبوده و نیستیم. به همین شعارهای معلمان دقت کنید. به شعارهایی که توده معلمان تکرار میکنند، یک ذره توهم به دمکراسی و ناسیونالیسم و غیره درش نیست. شعارها به نظر من عمیقا زمینه های سوسیالیستی دارد و اگر مستقیما نمی گوید سوسیالیسم به خاطر توازن قوای نامساعد است. وگرنه معلم و کارگر و پرستار و دانشجو امروز در آن مملکت چپ است. در جایی مثل دانشگاه میتواند شعارش (یا سوسیالیسم یا بربریت) بار بالا ببرد ولی در سطح توده ای این احتیاج به مرحله ای دارد که توده مردم بتوانند به میدان بیایند و حرفشان را بزنند. و البته باید چپ بتواند خود را بعنوان مدعی جارو کننده جمهوری اسلامی، مدعی کسب قدرت سیاسی و تغییر اوضاع نشان بدهد و این باز ما را به همان بحث حزب که بالاتر گفتم میرساند. اما شکست طلبی چپ (که متاسفانه اکنون کسانی مثل کوروش مدرسی پرچم آنرا بدست گرفته اند، به شماره قبل رجوع کنید) برای پیشروی جنبش چپ (که فقط میتواند چپ کارگری و کمونیستی باشد) سم است. چپی که با وجود این همه به چپ چرخیدن جامعه که نشانه هایش از سر و روی جامعه می ریزد، از شانزده آذر گرفته تا هشت مارس، از جنبش دفاع از حقوق کودک گرفته تا اعتراض معلمان و غیره، خودش را کوچک و ناتوان می بیند فقط نشان بدهد نمی خواهد کاری کند. نشان میدهد که چپ نیست! ادای چپ را درمیاورد اما عملا به راست واگذار میکند! اتفاقا همان تز یازدهم نقد مارکس به فوئر باخ را نمی خواهد جدی بگیرد و عملی کند.
همه اینرا میدانیم که هیچگاه نمی آیند قدرت و اداره جامعه را دودستی تقدیم چپ کنند. چپی که نخواهد قدرت را بگیرد، از آن حرف نزند و برایش نجنگد، برایش سازمان ندهد، آنهم در اوضاع و احوال مساعدی نظیر اوضاع ایران، هرگز پیروز نخواهد شد. چپی که فکر میکند از پیش آلترناتیو چپ ضعیف است و برای ما آیه یاس بخواند که "فروپاشی میشود" و آن که نباید بر سر مردم می آید، پیش از شروع مسابقه رگ پایش گرفته و از دور خارج میشود! در مورد این شکست طلبی باید بیشتر صحبت کرد، اما فعلا در این وقت محدود دوست داشتم همین نکات را به اطلاع دوستان خاک و خوانندگان برسانم.
