حزب و سال 2007
گفتگو کیوان جاوید با مصطفی صابر
(
یک توضیح: متن زیر تقریبا عین مصاحبه است که نوید مینایی زحمت کشیده و پیاده و تایپ کرده است. در چند مورد اصلاحات جزئی صورت گرفته است. جوانان کمونیست)
کیوان جاوید: ما جامعه ایران در سالی که گذشت رو در برنامه دیروز صحبت کردیم و اینکه چطور کل این پروژه احمدی نژاد چرا و چطور شکست خورد، چرا می بایست شکست میخورد و موقعیت جمهوری اسلامی را خیلی کلی صحبت کردیم. بحثی که امروز میخواهیم روی آن متمرکز شویم، موقعیت حزب کمونیست کارگری است. شما چه تصویری از حزب کمونیست کارگری در سالی که گذشت ارائه میدهید؟
مصطفی صابر: موقعیت حزب جدا از موقعیت جامعه و تلاشهای مردم ایران برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و برای اینکه زندگی بهتری داشته باشند، نیست. حتما دیروز شما هم اشاره کرده اید که چطور الان ایران در یک چهارراه تحولات بین المللی قرار گرفته. تمام مسائل دنیا دارد روی مسئله جمهوری اسلامی و حل بحران جمهوری اسلام شکل میگیرد و مردم ایران هم وسط این ماجرا هستند. این، حل بحران جمهوری اسلامی، مسئله مردم ایران هم هست و موقعیت حزب هم جدا از موقعیت مردم در مقابله با جمهوری اسلامی نیست
.
در سال گذشته ما شاهد پیشروی های خیلی تعیین کننده ایی درمبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی بودیم. در مبارزه کارگران، زنها جوانها و کل جامعه . و حزب در کل این پیشروی ها هم سهیم بوده و هم در پیشاپیش مردم این مبارزات را پیش برده است. اگر بخواهیم نمونه ذکر کنیم ١٦ آذر اخرین نمونه بوده است. ولی قبل از آن شاهد کمپین وسیع علیه اعدام در ایران بودیم که حول پرونده کبرا رحمانپور صورت گرفت. جشن کودکان و حرکت برای آزادی زندانیان سیاسی ، اعتراض به قتل اکبر محمدی و اجرای سرود انترناسیونال در خاوران نیز از دیگر شواهد است . همه این ها یعنی اینکه مردم ایران قدم جلوگذاشته اند که کلک جمهوری اسلامی را بکنند. اینکه احمدی نژاد در پلی تکنیک هوشد و ١٦ آذر سرخ با این کار تکمیل شد، به نظرم خیلی گویاست. مردم در ایران جلو آمده اند و سوسیالیسم و چپ و آزادیخواهی مفرطی که در ایران هست، جلو آمده. نماینده اش حزب است. حزب این جریان و تحول، حزب کمونیست کارگری است. ما شاهد این هستیم که مساله فقط محدود به فعالین نیست. به نظرمن مسئله خیلی توده ایی تراست. برای مثال ترانه "تصورکن" که خیلی مطرح شده است دارد ایده های سوسیالیستی و آزادی و برابری در جامعه را مطرح می کند که در راس آن حزب کمونیست کارگری است . یعنی موقعیت حزب جدا از این موقعیت تعرضی جامعه و کارگرها نیست . کارگرها مدام دارند اعتراض می کنند و مبارزه میکنند. جمهوری اسلامی هم نمی تواند کارگران را شکست بدهد و اعتراضات ادامه دارد و (در جریان اعتصاب کارگران واحد) همه دیدند حزب این مبارزه حزب کمونیست کارگری است
.
کیوان جاوید: چرا فکر نمی کنید که این تحولات که به نفع چپ صورت گرفته است مردم خودشان به آن پی برده اند و چرا برای حزب کمونیست کارگری جایگاه خاصی در نظر می گیرید؟
مصطفی صابر: برای اینکه حزب کاری نکرده به جز اینکه آرمان های مردم را با قاطعیت و بدون سازش پذیری در سطح جامعه مطرح کرده است و مرکز ثقلی برای مطرح کردن مطالبات مردم شده است. در حال حاضر طوری شده است که هیج سیاست مداری نمی تواند از مذهب دفاع کند و در جامعه هو نشود. این خواست مردم است که مذهب نمی خواهند و این حزب کمونیست کارگری بوده که از اول این را مطرح کرده است و مذهب را نقد کرده است و در مقابل گرایشات سازش کار ایستاده است. الان کسی نمی تواند کمتر از آزادی و برابری بخواهد. حتی جمهوری خواهان و هم طرف داران دموکراسی و اصلاح طلبان هم امروز باید از آزادی و برابری حرف بزنند. یعنی آزادی برابری امروز اینقدر پیش آمده و به عنوان شعار و خواست همگانی مطرح شده است و همه مجبورند به آن تمکین کنند. کسی که این شعار را مطرح کرده است و پرجمش را در دست دارد حزب است. به عنوان یک مثال دیگر لغو آپارتاید جنسی است که ستون فقرات حکومت اسلامی است. الان همه خواهان لغو آپارتاید جنسی هستند و خواهان لغو حجاب و جداسازی هستند. این جنبش ضد آپارتاید جنسی به قدری قوی است که اکبر گنجی هم مجبور است برای ستارگان هالیوود سر لغو آپارتاید جنسی جلسه بگذارد!! اکبر گنجی، کسی که در سال های ٥٧ و ٥٨ با پونز روسری را به سر زنان میزد، حالا مدافع لغو آپارتاید جنسی شده است!! این نشان می دهد که قدرت جنبش ضد آپارتاید جنسی تا کجاست است. و اگر این آپارتاید جنسی و حجاب را از ایران برداریم کل جمهوری اسلامی بر باد است. کل جمهوری اسلامی خواهد رفت. و همه می دانند اول بار حزب ما این را مطرح کرده است. می دانند حزب لغو آپارتاید جنسی ، حزبی که حجاب را لغو می کند و حزبی که کلک جمهوری اسلامی را خواهد کند حزب کمونیست کارگری است
.
کیوان جاوید: سوال بعد اینست طی نوشته ایی در نشریه جوانان کمونیست ٢٧٧ در توضیح موقعیت حزب می گویید حزب کمونیست کارگری از موقعیت اجتماعی و سیاسی خود حزب عقب است. شما نوشته تان را با نقد به حزب شروع می کنید، نقدتان به حزب کمونیست کارگری چیست؟
مصطفی صابر: من فکر می کنم حزب کمونیست کارگری، همین گوشه هایی که الان تصویر کردیم از موقعیتش، این موقعیت را کاملا به رسمیت نمی شناسد. البته خوشبختانه این مباحث در جریان است و حزب دارد موقعیت را می شناسد و بر اساس آن حرکت می کند. بحث من اینست که حزب الان به طور عینی در موقعیت کسب قدرت سیاسی است. به طور عینی در موقعیتی است که می تواند مردم را حول حود جمع کند و برود جمهوری اسلامی را ازسر راه برارد و حکومت سوسیالیستی را برقرار کند. من فکر می کنم حزب در این موقعیت هست و جامعه هم آماده برداشتن جمهوری اسلامی است. ولی نقد من به حزب اینست که حزب هنوز در دوران ماقبل این دوران حرکت می کند و هنوز این تحولات را خیلی دور دست می بیند. حزب باید به مردم بگوید مردم باید حول حزب کمونیست کارگری متمرکز شد و متشکل شد تا جمهوری اسلامی را انداخت و انواع و اقسام تشکل های توده ایی را باید ایجاد کرد. مشخصا حزب باید شعارها و حرکات معینی را جلو جامعه بگذارد و قرص و محکم مطرح کند تا قدم به قدم برای براندازی جمهوری اسلامی جنبش عظیمی راه بیندازد
.
مثلا الان که ٨ مارس نزدیک است ما باید از جامعه بخواهبم بیایید حجاب را براندازیم و این کاملا ممکن است. می توانیم در جزئیات وارد آن بشویم و توضیح بدهیم و این کاملا امکان پذیر است که امسال در ٨ مارس جمعیت وسیع و بزرگی را به میدان آورد و حجاب را برداشت. این ضربه بزرگی به جمهوری اسلامی است چه در موقعیت داخلی و چه در موقعیت بین المللی اش. اعلام می کند یک نیروی سازمان یافته و پخته و جدی و آگاه که می داند چه می خواهد بکند می خواهد جمهوری اسلامی را بردارد و حزب کمونیست کارگری عنصر فعاله این جریانات است. حتی اگر خودش زیاد اینرا باور نداشته باشد و آگاهانه این کار را نکند اوضاع عینی حزب را مجبور می کند و به این سمت می برد. ولی بحث من اینست که حزب زود تر این مسئله را ببیند و آگاهانه به این سمت برود.کیوان جاوید:شما منظورتان از حزب چیست ، حزب یعنی چی؟ آدم هایی که دور هم جمع می شوند حزب هستد؟
مصطفی صابر:سوال خوبی ست . به نظر من ما دو تا حزب کمونیست کارگری داریم. یکی حزب به معنای اعم و یکی حزب به معنای اخص. ولی حزب به معنای اخص کلمه حزب به معنای اعم را هنوز کاملا به رسمیت نمی شناسد
.
وقتی از حزب حرف می زنیم خیلی ها فکر می کنند حزب یعنی حمید تقوایی لیدر حزب و کمیته مرکزی و همین تلویزیون و رادیو و تشکیلات خارج کشورش و نشریاتش چه در داخل چه در خارج. به نظر من این تصور از حزب کمونیست کارگری هنوز ناقص است. این فقط حزب به معنی رسمی کلمه است. ولی یک حزب کمونیست کارگری دیگر داریم که خیلی وسیع تر از این تعریف از حزب است، که من اسمش را می گذارم حزب به معنای اعم کلمه و این ها خیلی هاشان تشکیلاتی نیستند. من حرفم به این ها این است که بیایید تشکیلاتی بشوید و منظم بشوید حول حزب به معنای اخص. الان من نمی دانم اعضای واقعی حزب و کسانی که خودشان را عضو حزب می دانند مثلا در بین کارگران شرکت واحد چند نفر است و هیچ کس هم نمی داند. ولی قطعا فقط در بین کارگران واحد الان کسان زیادی داریم که چشم و چراغشان حزب است. این حزب به معنای اعم کلمه باید در سرنوشت حزب به معنای اخص کلمه دخیل شود و حزب به معنای اخص کلمه باید این تعداد بی شمار را که در واقع نه فقط عضو حزب که بلکه کادر های حزب هم هستند را به رسمیت بشناسد . حزب باید این ها را متشکل کند و آنها هم باید بیایند حول حزب متشکل بشوند
.
مثال دیگر، جنبش علیه اعدام بسیار در ایران وسیع است و مردم ایران با این کشت و کشتار مخالفند و دیدیم در مقابله با حکم اعدام رحمانپور چه جنبشی راه افتاد. در این جنیش هم همین طور است. خیلی ها خودشان را با حزب و برای مثال با فعالیت های مینا احدی نزدیک می بینند. خیلی ها امید زندگی شان و امید زندگی بستگان محکوم به اعدامشان را حزب کمونیست کارگری می دانند. یعنی می خواهم بگویم حزب کمونیست کارگری به معنای اعم کلمه هستند و این ها باید متشکل بشوند. یعنی حزب موجودیت بسیار وسیع سیاسی و اجتماعی و حزبی است. موجودیت حزب به معنای اخص کلمه بسیار کوجکتر از آنست. در هر اعتراضی در ایران یک طرف معادله حزب است. برای مثال اگر کسی می خواهد از اردوگاه های مجاهدین خلاص شود امیدش حزب کمونیست کارگری ست. اگر کسی می خواهد از کنج زندان های جمهوری اسلامی خلاص بشود امیدش حزب کمونیست کارگری ست. اگر جایی اعتصاب کارگری می شود و هر جا مبارزات کارگری هست یک طرفش فعالین و شعارهای حزب هستند. و جنبش دانشجویی که اظهر من الشمس است. آن ١٦ آذر که ٢٠ تا پلاکارد قرمز با شعار های سوسیالیستی و کمونیستی و چند هزار آدم با شعار های یکسان در سراسر ایران هماهنگ شده با هم عمل می کنند، این دیگر حزب به معنای اعم کلمه است. حالا چند تا از این ها عضو رسمی حزب یا سازمان جوانان هستند خیلی تعیین کننده نیستند. مسئله تعیین کننده این ست که یک حزب عظیم آنجا هست که باید سازمان داده بشود. به نظرم آن چیزی که کل اوضاع ایران را عوض خواهد کرد اینست که این حزب به معنای اعم و حزب به معنای اخص کلمه با هم چفت و یکی بشوند و حزب به معنای اخص کلمه حزب به معنای اعم کلمه را سازمان دهی و رهبری بکند. من فکر می کنم اگر این اتفاق بیفتد ما شاهد یک نیروی عظیم خواهیم بود که اسمش حزب کمونیست کارگری ست و حجاب را بر می دارد و قدم به قدم جمهوری اسلامی را به عقب می راند و مثلا آزادی بیان را به جمهوری اسلامی تحمیل می کند. و روزنامه های آزاد را به دولت تحمیل می کند و یک جاهایی هم با آن درگیر می شود و باید برای آن هم آماده بود. و باید حزبی قرص و محکم ساخت تا به وقتش ضربه نهایی را به جمهوری اسلامی وارد کند و به وقتش ارتش سرخ را بسازد
.
کیوان جاوید: گفتید حزب چی هست و مثال هایی از کارگران واحد و زنان آوردید و به یک نیروی عظیم اجتماعی اشاره کردید . اما آیا تضمینی هست که این حزب به عنوان همین کمیته مرکزی و تلویزیون و... روزی که جامعه را برای قیام علیه جمهوری اسلامی فرامی خواند، این حزب به معنای اعم کلمه به فراخوانش پاسخ مثبت بدهد؟
مصطفی صابر: به نظرم هنوز تا قیام فاصله زیاد است و نمی توان در باره قیام حرف زد. و حتی معلوم نیست تحولات خودش را به صورت قیام نشان بدهد. این ها غیر قابل پیش بینی است. مسئله مهم اینست که این حزب به معنای اخص کلمه موقعیت خودش را بشناسد و در مقابل جمهوری اسلامی خودش را سازمان بدهد. حالات مختلفی ممکن است پیش بیاید. شاید قیام نباشد. ممکن است کودتا بشود. ممکن است آمریکا حمله کند و من جنین نقشه ساده انگارانه ایی ندارم که ما گام به گام مبارزه می کنیم و جمهوری اسلامی را می اندازیم. بحث من این است که برای مقابله با هر وضعیت احتمالی که پیش می آید سلاح ما چیست؟ ما چطور می توانبم مهر خودمان را بر اوضاع بکوبیم از مدنیت و زندگی انسان ها دفاع کنیم؟ ما چطور می توانبم از آزادی و برابری دفاع کنیم؟ و کل این پروسه را سر انجام به نفع مردم حل بکبنم و اجازه سناریو سیاه را ندهیم؟ چطور می توانیم جلو عراقیزه شدن جامعه را بگیریم. اجازه هرج و مرج را ندهیم؟
اول باید یک نیروی عظیم و متشکلی در جامعه باشد که همه این ها را می خواهد. در این که جامعه این ها را می خواهد تردیدی نیست. همه مردم این ها را می خواهند هرج و مرج نمی خواهند و غیره. دوم اینکه برای این حرکت فعالین زیادی در جامعه وجود دارند که چپ و رادیکال هستند. و سوم اینکه یک حزبی وجود دارد که پرجم این مطالبات را در دست دارد با تمام تشکیلات و تلویزیون و رادیو و امکاناتش، آنجا هست و کادرهای با سابقه ایی دارد که ٣٠ سال کار کرده ند تا این تحول را انجام بدهد. این فرض ها واقعی ست. ١٦ آذر و اعتراضات واحد این را نشان می دهد. کاری که باید بکنیم اینست که با همین ادعا وارد عرصه جامعه بشویم و حرکاتی را پیش ببریم و قدم به قدم تعریف کنیم و تبدیل بشویم به نیرویی که دیگر هیچ کس نتواند از جا تکان مان بدهد. و این وظیفه حزب است و من اسم این را می گذارم قدم به میدان گذاشتن برای کسب قدرت سیاسی
.
قدم مهم بعدی ٨ مارس است که مثال زدم . ٨ مارس باید تبدیل بشود به یک جنبش عظیم و سیع و سرخ و سوسیالیستی که شعار اصلی آن حجاب بی حجاب است. بگوید می خواهیم حجاب را بر داریم. یعنی باید با جمهوری اسلامی این جوری حرف زد. هر جا که مردم تجمعی دارند باید جلو جمهوری اسلامی ایستاد. بعد از حجاب الزاما قیام مطرح نمی شود. ولی این یک قدم و پیش روی عظیم علیه جمهوری اسلامی است و می توانیم خواست ها و مطالبات دیگری را مطرح کرد. به نظرم قدم بعدی اول ماه می است که باید وسیع تر به میدان آمد و قدم بعدی مثلا یک وقتی مبارزه برای تحمیل آزادی بیان است. و در این میان باید هرچه متشکل تر و متحد تر زیر پرچم حزب کمونیست کارگری جمع بشویم و به آن نیرویی تبدیل شویم که هر تحولی پیش بیاید نخوریم، بلکه اوضاع را کنترل کنیم. اجازه ندهیم سناریو سیاه بشود. اجازه هرج و مرج ندهیم. اجازه ندهیم با جنگ و خون ریزی مردم را به عقب برانند. اگر این نیرو را به دست بیاوریم می توانیم مقابل همه این ها بایستیم و ممکن است در لحظه معین تشخیص بدهیم باید قیام کرد. و بنابر این وقتی این حزب وسیع اجتماعی را که منصور حکمت در کنگره سوم به آن اشاره کرد را داشته باشیم، به نظر من می توانیم فرمان قیام هم بدهیم
.
کیوان جاوید: چرا راست با این همه امکاناتی که دارد این قدر بی افق است؟ و چرا کاری نمی کند؟
مصطفی صابر : راست امکانات وسیعی دارد ، راست حربه هایی که دارد ایجاد سناریو سیاه است، جنگ است و عراقیزه کردن جامعه است. راستش سرمایه داری کلا افقی ندارد که در مقابل جامعه بگذارد. دموکراسی اش تبدیل شده است به افتضاح و جنگ و خون ریزی که در عراق در جریان است و اسمش را گذاشته اند دموکراسی. وقتی پرچم اصلی و مهم راست این است که در عراق در جریان است به مردم ایران بگویید دموکراسی مردم می خندند، مردم می گویند منظورت این است که در عراق است؟! اگر آزادی و برابری را می گویی که ما داریم می رویم که عملیش کنیم. (بنا براین) فقط چپ و سوسیالیسم می تواند آزادی و برابری بیاورد. راست حرف و چیزی ندارد که مردم را دورش جمع کند. راست ناسیونالیسم را دارد "چو ایران نباشد تن من مباد " را دارد که آن هم به موقعیت افتضاح و رقت باری در سطح دنیا رسیده . ناسونالیسم به جز اینکه مردم را به جان هم بیندازد و جنگ راه بیندازد حرف و آلترناتیوی ندارد. مذهب هم یکی از حربه های راست است که خود جمهوری اسلامی مظهر آنست که مردم نمی خواهندش. درنتیجه راست افقی ندارد که جلو مردم بگذارد. تنها چیزی که راست می تواند بگوید اینست که اوضاعی مثل ترکیه ، عراق ،مصر یا لبنان به مردم معرفی کند. تنها چپ هست، یعنی خود کارگران و مردم هستند، که آلترناتیو دارد. که می خواهد دست سرمایه را کوتاه کند و زندگی را بر اساس لغو بردگی مزدی و مبتنی بر حرمت انسان ایجاد کند. ولی راست بمب و ژنرال و سی ان ان دارد و بی بی سی دارد و .... یعنی چنین نیست که ما راحت می رویم و قدرت را می گیریم و این کاری ساده باشد. ولی این ادعا را داریم که تنها راه نجات مردم ایران کم خطر ترین و راحت ترین راه متشکل شدن حول پرچم حزب کمونیست کارگری است. باید حول سوسیالیسم متحد شویم با همه این مشکلات و مخاطرات با قدرت اتحاد و تشکل و سازمان دهی توده های میلیونی مردم جواب بدهیم. حالا این چقدر جواب می دهد به این بسنگی دارد جه قدر خوب کار می کنیم و چقدر متشکل می شویم و تصمیمات درستی می گیریم. مثلا در مقابل حمله نظامی با جلب یک حمایت وسیع بین المللی به نفع مردم ایران و علیه جنگ و جمهوری اسلامی هر دو مقابله می کنیم . آنوقت مردم دنیا فریاد میزند مردم ایران را بگذارید خودشان تصمیم بگیرند و به آن ها بمب نزنید! بگذارید کارگر ها ، زنها تصمیم بگیرند و بگذارید حزب کمونیست کارگری تصمیم بگیرد. این شدنی ست. همه حرف حزب و منصور حکمت در "آیا کمونیسم در ایران پیروز می شود " این هست که برویم این را متحقق کنیم . حزب الان به جایی رسیده است که می تواند این کار را بکند و این کاملا شدنی ست
.